نهایم مگذار

 

اگر آسمان شوی برایت زمین خواهم شد تا بر من بباری.

برای چشمان معصومت نگاه خواهم شد و برای گوشهایت

 صدا، برای نفسهایت گلو خواهم شد و در رگهایت از خون

 خود خواهم دمید .  مرا تنها مگذار

 از گرمی خون رگهایم، برای شبهای تاریک تنهاییت آتشی

 می افروزم و تا همیشه در کنارت میسوزم در عوض فقط از

 تو می‌خواهم گونه هایم را پاک کنی

تنهایم مگذار

 

اگر آسمان شوی برایت زمین خواهم شد تا بر من بباری.

برای چشمان معصومت نگاه خواهم شد و برای گوشهایت

 صدا، برای نفسهایت گلو خواهم شد و در رگهایت از خون

 خود خواهم دمید .  مرا تنها مگذار

 از گرمی خون رگهایم، برای شبهای تاریک تنهاییت آتشی

 می افروزم و تا همیشه در کنارت میسوزم در عوض فقط از

 تو می‌خواهم گونه هایم را پاک کنی

19 اسفند 88 - 01:15



 

به من چیزی بگو شاید ،

هنوزم فرصتی باشه

هنوزم بین ما شاید، یه حس تازه پیداشه

یه راهی رو به من وا کن

تو این بیراهه بن بست

یه کاری کن  برای ما ، اگه مایی هنوزم هست

به من چیزی بگو از عشق

از این حالی که من دارم

تو هم شاید شبیه من تو این برزخ گرفتاری

تو هم شاید نمیدونی چه احساسی به من داری!؟

گریزی جز شکستن نیست

منم مثل تو می دونم

نگو باید بریم از عشق

نه می تونی نه می تونم

به من چیزی بگو شاید ،

هنوزم فرصتی باشه

مانی گلم

سلام مانی من

من هر دفعه که میخوام نهار بخورم یاد نهار خوردن خودمون که دوتایی تو یه ظرف با هم میخوردیم میوفتم

که تو کم میخوردی و من همشو میخوردم بیاد هم گذشت های خوبت که همیشه مهربون بودی

بیاد لبخند های عاشقانه تو و مهربانی های تو که دلم را شاد میکنه

من و تو:ما

دوستت دارم حتی اگر قرار باشدشبی بی چراغ در حسرت یافتنت تمام پس کوچه ها را زیر باران قدم بزنم تمام سرزمین قلبم را نثار یک لحظه نگاه عاشقانه تو می کنم ، تمام تپش وجودم را فدای یک لحظه با تو بودن می کنم

آقایییی......................

سلام

خیلی وقته چیزی ننوشتیم دلم برای نوشتن برای شما تنگ شده بود نمیدونم چرا هر کاری کنم حرفها و خندهاتون از ذهنم نمیرم آقایی امیدوارم سالم باشیدو خندان

همیشه هر لحظه ارزوی بهترینهارو براتون دارم

عشقی که دوباره جان میگیرد

همیشه اعتقاد داشتم که عشق با هیچ چیزی  پاک و یا از بین نمیرود

همیشه در این باورم که یاد و خاطره هیچوقت از دلها نمی زدایند

بیاد تمام خوبیهای بیکران تو که همیشه در دل ماندگار و جاویدان است

تویی که همیشه بهترین هستی

سلام

خیلی وقته هیچکدوم این وبلاگ رو به روز نکردیم میدونم اینبار من مقصرم که یکهو گم شدم ولی همیشه هر روز به یادتونم حتی دیشب که تو مجلس شام غریبان بودم همش جلو چشمام بودی برات بهترینهارو از خدا میخوام مراقب خودت باش زیاد

دوستت دارم بگونه ای که نبودت را حس میکنم

............................................................................................

همیشه در بازی گرگم به هوا از گرگ شدن فرار می کردیم
و اکنون ناخواسته
در تمامی بازیها گرگیم
بی آنکه از خودمان بترسیم
امامن...
من از بازی هفت سنگ می ترسم
می ترسم آن قدر سنگ روی سنگ بچینم
که دیوار سنگی مرا در برگیرد
بیا لی لی بازی کنیم
که با هر رفتی دوباره برگردیم