نهایم مگذار
اگر آسمان شوی برایت زمین خواهم شد تا بر من بباری.
برای چشمان معصومت نگاه خواهم شد و برای گوشهایت
صدا، برای نفسهایت گلو خواهم شد و در رگهایت از خون
خود خواهم دمید . مرا تنها مگذار
از گرمی خون رگهایم، برای شبهای تاریک تنهاییت آتشی
می افروزم و تا همیشه در کنارت میسوزم در عوض فقط از
تو میخواهم گونه هایم را پاک کنی



