تو تو تو عزیز قصه هامی
آخه تو عزيز قصههامي
آخه تو شعر روي لبامي
آخه جون تو بسته به جونم
اگه بري ديگه نمي تونم
آخه اسم تو رو كه ميارم
ميشي همهي دار و ندارم
از چي ميترسي تو مهربونم؟
من كه رو عشق تو موندگارم
يه شب ميون بارون غرورم رو شكستم
كاشكي بهت ميگفتم چقدر تو رو ميخواستم 
ميخوام بازم بخونم تو بارون از نگاهت
با اينكه خيلي خستهام بگذرم از گناهت

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم تیر ۱۳۸۸ ساعت 0:11 توسط پروازماندنی
|